ترس

در مملکت ما مدرنیته، قانون گرایی، شهری گرایی ودمو کراسی تا عملی شود خیلی کار دارد. اصلا معلوم نیست ما کی شهروند شویم. ۱۰۷ سال است مجلس داریم، همیشه یکی دو ماه مانده به انتخابات مجلس اکثر مردم عزیز، مردم شجاع و سلحشور و باهوش می شویم. درست فردای انتخابات اکثر نماینده ها ما را فراموش می کنند. تقریبا سه سال و هشت ماه در فراموشی می مانیم. درست ۴ ماه مانده به انتخابات بعدی دوباره مردم خوب و سلحشور می شویم.

وقتی مردم معترض نباشند و بترسند همین وضع هست.

تعداد آدم هایی که در دعای شب جمعه شرکت می کنند بستگی به نوع شام دارد، خانه ای که چلو کباب می دهد جمعیت به ۱۷۰ نفر می رسد، خانه ای که چای و کیک می دهد ۲۰-۱۵ نفر بیشتر جمع نمی شوند.

چرا گرانی شده است؟

این حرف ها را نزن. این ترس لعنتی در همه وجودشان رخنه کرده است. ترسی سه هزار ساله، ترسی تاریخی، همین ترس مانع تحول و دگر گونی است، مانع پیشرفت، ترس تاریکی می آورد، ترس ضد تحول و ضد پیشرفت است. این ترس لعنتی از نسلی به نسلی منتقل می شود. مادر بزگ ها وپ در بزگ های صد ها سال قبل از من وشما هم از همه چیز می ترسیدند. اصلا آدم از همان ابتدای خلقتش ترسو بوده است.

کوپرنیک اولین کسی بود که گفت زمین مرکز عالم نیست، اگر برونو ترسیده بود و حرف کوپرنیک را تأیید نکرده بود شاید هنوز من شما برق نداشتیم. پس ترس مادر من یک ترس فردی نیست، ترس ناریخی است، ترس ذاتی است، ترس من و همشهری های من و هم ولایتی های من و هم قاره ای های من، یک ترس تاریخی عمیقی است. آدم هایی که نترسیده اند ساختارها، هنجار ها و گفتارهای کلیشه ای را شکسته اند. جهان را متحول کرده اند. همین نیما یو شیج بنیان گذار شعر نو اگر ترسده بود هنوز شاید شعر نو نضج نگرفته بود.

پیامبران و آن ها که تحولات اجتماعی و فرهنگی ایجاد کرده اند نترس ترین آدم ها هستند.

خوندن این کتاب به شدت توصیه میشه :

شازده حمام


0 دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *